

برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور

برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور
"آذر" مثل کوچه بنبستی بود که به نیت یه قدم زدن طولانی پا میذاشتیم توش اما اولین پیچُ که رد میکردیم میدیدیم خلاف تصورمون ته داره و راهِ نرفته رو باید برگردیم.ما تو آذر به نیت قدم زدن کل جهان همدست شدی
برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور

برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور

برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور

برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور
نــه غمگينم؛ نــه شكسته ام
دير يا زودش را نمي دانم
اما
امروز فهميده ام
بعضي آدمها
آمده اند
كه نباشند
نبينند
و من
تمام عاشقانه هاي دنيا را هم اگر به پايشان بريزم
باز با بهانه اي
دور مي شوند
دور
دير يا زودش را نمي دانم
اما
ديگر نــه انتظار دارم
نــه انتظار مي كشم
برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور
به قابـــ عکستـــ که روی دیوار جا مانده است…
باوفاتر از خود توست…
به من لبخند می زند…
و هنوز هم در جایش باقیست…

برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور
برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور
برگ ریزان که باشد
باد سرد که بوزد
باران که بیاید
خلاصه بگویم
پاییز که باشد
از همیشه تنها ترم
عاشق تر
برچسب:
نویسنده: دانیال قاسمیپور